باورهای غلط درباره مدیریت هزینه

باورهای غلط درباره مدیریت هزینه

تا حالا برای شما پیش‌آمده که وسط‌های ماه که می‌رسد وقتی مواجه می‌شویم با یک خرج جدید مثل خراب‌شدن ماشین مجبور میشیم که آن خرج رو به تعویق بیندازیم و بگذاریمش برای اول ماه بعد؟!

باید این اعتراف را پیش شما کنم که این اتفاق برای من بارها رخ‌داده و خیلی خاطرات دردناکی از این اتفاق دارم. از یک جایی به بعد در زندگی خودم تصمیم گرفتم که با مدیریت هزینه‌ها و کمتر کردن خرجم دچار این لحظات سخت نشوم. وقتی به این قضیه فکر می‌کنم لحظه به خصوصی در ذهنم تداعی نمی شه ولی چیزی که مطمئن هستم این هست که دیدن آموزش تو این زمینه به من خیلی کمک کرد.

سؤالی که همیشه پرسیده می‌شود

وقتی صحبت در مورد مدیریت هزینه می‌شود معمولاً اعتراضی که می‌شنوم این هست که این مطالب فقط برای شرایط تو مناسب هست و برای من که ……….. (شما می‌توانید در این جای خالی هر عبارتی رو بگذارید مثل مسئول خانواده/ تک والد و…) هستم جواب نمی‌دهد و پاسخ من هم همیشه این هست که شما مگر چقدر و چه مدت از این نکات در زندگی استفاده کردید که حالا منکر آن می‌شوید؟!

خرجی که بیش از نصف حقوقم بود

چند روز پیش یک صبح معمولی بود که از خواب پاشدم و تا دکمه کامپیوتر رو زدم روشن نشد. احتمالات مختلفی به ذهنم رسید مثل‌اینکه دکمه رو طولانی‌تر و محکم‌تر فشار دادم، چندبار پشت‌سرهم فشار دادم، کابل پاور رو کشیدم دوباره زدم محافظ برق رو روشن خاموش کردم و… خلاصه هر چیزی که ساعت 6 به ذهنم رسید انجام دادم و نتیجه نگرفتم و آخر تسلیم شدم و تصمیم گرفتم بعد از کلاس نکته و تست زیستم برم پیش یک تعمیرکار. کلاس تمام شد و من رفتم پیش تعمیرکار و او پس از بررسی اولیه گفت: «مادربوردت سوخته و باید X تومان بدی یه دونه نو بخری». اون عددی که تعمیرکار گفت دقیقاً 60 درصد حقوقی بود که من به‌عنوان دبیر زیست‌شناسی از آموزش‌وپرورش می‌گیرم. اینجا اصلاً قصد ندارم درباره معیشت معلمان صحبت کنم؛ اما برای اینکه ابعاد فاجعه رو درک کنید به‌صورت درصدی گفتم. خب طبیعی هست که آدم برای همچنین هزینه سنگینی پول نداشته باشد و منم از این قاعده مستثنا نبودم؛ اما نکته‌ای که باعث شد من در آخرسر قطعه کامپیوتر را خریداری و جایگزین کنم، مدیریت هزینه بود. می‌پرسید چه جوری؟ من از مدت‌ها قبل یک حسابی رو ایجاد کرده بودم و پول‌هایم را پس‌انداز می‌کردم داخلش و از این حساب هزینه مادربورد را برداشتم و جیرینگی به‌حساب تعمیرکار ریختم و او هم سریع کامپیوتر رو به من تحویل داد. کامپیوتری که با این وضعیت آموزش مجازی تقریباً شده یکی از منابع مهم درآمدی من.

6 باور غلط در مورد مدیریت هزینه

در اینجا قصد دارم 6 باور غلط در مورد مدیریت هزینه ها را نام ببرم و یکسری توضیحاتی راجع بهشون بدم.

1) اگر درامدم بیشتر شه مشکلات مالی ام حل میشه. درحالی که همچین باوری بسیار خطرناک هست چون طرزفکر هزینه و خرید در فرد تغییر نکرده صرفا با افزایش درامد هزینه ها هم رشد کرده و ما شاهد این هستیم که بدهی های بیشتری افراد به بار می آورند و مصداقش هم می توانید در برندگان لاتاری (کسانی که یک شبه پولدار می شوند) ببینید. پژوهشی در این زمینه انجام شد که این برندگان با اینکه مباغ قابل توجهی دریافت کردند اما پس از گذشت شش ماه به سطح زندگی قبلی خودشون برگشتند و این نشان می دهد حتی در صورت بردن لاتاری که بی تعارف آرزوی خیلی ماها هست هم مشکلات مالی حل نخواهد شد.

2) مدیریت هزینه فقط برای افراد ثروتمند هست. در حالی که این باور هم غلط است اتفاقا افرادی که از نظر مالی دچار مشکلاتی هست پژوهش ها نوروساینسی نشان داده که در تصمیم گیری های شخودشان دچار مشکل شده و به سختی تصمیم میگیرند. حتی در پژوهش مشخص شده که فقر به طور موقت باعث کاهش IQ در افراد می‌شود.

3) چون هزینه های کوچکی دارم نیاز به ثبت آن ها نیست. یکی از مهم ترین مواردی که در زمینه مدیریت هزینه ها توصیه میکنیم این هست که افراد به طور دقیق هزینه ها خود را ثبت کنند و معمولاً من این جمله را از بعضی افراد می شنوم و پس از اصرار من و ثبت هزینه ها متوجه یکسری خرج ها می شوند که من به آن ها لقب تشتی های پنهان را داده ام.

4) تخفیف یعنی صرفه جویی. درحالی که خریدن چیزی که نیازی به آن ندارید ولو با تخفیف 90 درصدی اصلاً هم صرفه جویی نیست

5) مدیریت هزینه یعنی کمتر خرج کردن. اتفاقا مدیریت هزینه یعنی بهتر خرج کردن. یعنی بر اساس اولویت ها خرج کردن.

6) وقتی درامدم کم است پس‌انداز معنی ندارد. یکی از اصول مدیریت هزینه ایجاد حساب پس‌انداز و پر کردن آن به روش های مختلف است و معمولاً افرادی که در زمینه سواد مالی آموزشی ندیده اند همیشه این سوال در ذهن شان شکل میگیرد که با درامد کم هم مگر می‌شود پس‌انداز کرد؟ در حالی که اولویت مهمتر ایجاد عادت پس‌انداز کردن است و در مرجله دوم مبلغ پس‌انداز اهمیت پیدا می کند هرچند که همه ما ضرب المثل قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود را شنیده ایم!

جمع‌بندی

مشکل بسیاری از ما کم‌بودن درآمد نیست؛ مشکل این است که برای اتفاقات قابل‌پیش‌بینی زندگی آماده نیستیم. ماشین خراب می‌شود، لپ‌تاپ می‌سوزد، یخچال از کار می‌افتد و هزینه درمان پیش می‌آید. سؤال این نیست که آیا این اتفاق‌ها رخ می‌دهند یا نه؛ سؤال این است که وقتی رخ دادند، ما آماده‌ایم یا نه

پس نتیجه‌ای که می‌توان از صحبت‌های بالا گرفت این هست که مدیریت هزینه برای از ما بهترون نیست و اگر مشکلات مالی ما را اذیت می‌کند پیاده‌کردن نکات و تکنیک‌های مدیریت هزینه از اوجب واجباته!!! در این مقاله فقط سعی داشتم که در ذهن شما یک گشودگی ایجاد بکنم و در مطالب بعدی در مورد خود مدیریت هزینه و نکات کاربردی که در زندگی خودم از آن استفاده کردم می‌پردازیم.    

5 1 رای
امتیازدهی به مقاله
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

فهرست مطالب

0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x